محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
299
مخزن الأدوية ( ط . ج )
است و آنچه سياه براق صلب پر ريشه به هيأتى كه گويا در اندرون آن صمغ جا كرده كه مصمغ نامند و همچنين پر گره كج پر ريشه و متشعب و متشقق آن همه زبون و غير مستعمل به جهاتى كه در قرابادين كبير ذكر يافت و نبات آن از قبيل نجم و بياره فى الجمله مفروش بر روى زمين و شاخ آن باريك و صلب و غير مجوف فى الجمله شبيه به شاخهاى نورسته بانس كه در هند و بنگاله مىشود الا آنكه برگ آن باريك و بلند اندك شبيه به برگ ساذج هندى و از آن كوچكتر . منبت آن اكثر كوهستان بلاد چين و كنار آبها و چشمهها و در كوهستان سلهت كه در شمال و مشرق بنگاله واقع است نيز مىشود و ليكن بسيار ضعيف و كم قوّت و پر ريشه و پر گره و سبك وزن رخو و از چين گياه بيخ تازه آن را در ميان خاك سرخ رنگى اندك لزج و آميخته به ريگهاى بسيار كوچك مىآورند چنانچه در سنه يك هزار و يك صد و هشتاد و هشت هجرى در كلكته آورده بودند محرر كتاب در مرشدآباد قدرى بدست آورده خاكى شبيه بدان به هم رسانيده در باغچه كاشت سبز گشت بياره آن شبيه به آنچه ذكر يافت بود و طول آن به مقدار سه چهار ذرع و برگهاى آن كوچك اندك طولانى و دور دور در هر ساقى سه چهار پنج برگ زياده نبود و از بيخ آن بيخهاى ديگر پيوسته بدان به هم رسيده و بعد از يك سال برآورده شد در خوبى مانند چوب چينى نبود و ليكن شيرين طعم و چون باز كاشته شد به سبب اختلاف آب و هوا و يا قصور تربت سبز نگرديد و پوسيده شد . طبيعت آن : حكيم مير عماد الدين محمود شيرازى گرم و تر در مرتبه اول دانسته با يقين در حرارت و تأمل در رطوبت آن و حكيم ميرزا قاضى يزدى و حكيم مير محمد هاشم طهرانى سرد در اول و خشك در دويّم دانستهاند و حكيم مير محمد مؤمن مركب القوى مايل به حرارت و حكيم محمد اكبر معروف به حكيم ارزانى در قرابادين خود موسوم به قادرى نيز مركب القوى نوشته و ليكن همه قايلاند به رطوبت فضليه آن و نواب معتمد الملوك سيد حكيم علوى خان قدس سره نيز مركب القوى و اجزاى تركيبى آن را مايل به حرارت و يبوست با رطوبت فضليه غريبه بسيار فرمودهاند و ادله هر يك به تفصيل در قرابادين كبير ذكر يافت و اين اقرب به صواب است محرر گويد اصل آنست كه تر و تازه آن حار رطب است با يبس بسيار كمى و هر چند كهنه مىگردد بر يبس آن مىافزايد و از رطوبت آن مىكاهد و تأثير حرارت يابس آن نيز غالب مىباشد . افعال و خواص آن : ملطف و مفتح سدد و محلل فضول و معرق و مرقق مصفى خون و ارواح و منوم و سريع النفوذ به اعضا و اقاصى بدن و عروق ضيقه شعريه و ممد حرارت غريزيه و مقوى اعضاى رييسه و معده و باه و مدر بول و حيض و مجفف رطوبات غريبه به اعتبار قوّت قابضهاى كه دارد و جهت فالج و رعشه و تشنج امتلايى و صداع مزمن سوداوى و شقيقه و مواد نزليه مزمنه و اختلاط ذهن و سبات و اقسام جنون و ماليخوليا و مانيا و قطرب و امراض سوداويه و دمويه محترقه مانند جذام و آتشك و جميع قروح خبيثه و ساعيه و جوششها و قوبا و جرب و حكه و آكله و قروح گرده و مثانه و امراض مقعده و بواسير و نواصير و اسهال بواسيرى و سلس البول و امراض رحم و عقر و بروز نمودن حصبه و سوء القنيه و استسقاى لحمى و يرقان اسود و سل و عقدههاى صلبه و اورام صلبه سوداويه متحجره و حميات سوداويه عتيقه و دق شيخوخت و حمى ربع و سرطانات و بهق و برص اسودين و كلف و اوجاع مفاصل و وجع ورك و عرق النساء و نقرس و داء الثعلب و داء الحيه و داء الفيل و ترك عادت افيون و دفع سميت اخلاط فاسده محترقه و اعاده كننده باه مأيوسين و نضارت و حمرت و صفا و رونق رنگ بشره و تسمين بدن و غير اينها از امراض سوداويه و بلغميه مزمنه به تفصيلى كه در قرابادين كبير ذكر يافت نافع با شرايط و طرق استعمال آن به عنوان مطبوخ به طريق تعريق در ظرف سربسته و يا به طور قهوه و يا نقوع و يا سفوف و يا شربت و يا حلوا و يا حريره و يا مربا و يا دهن و يا مرهم و يا معجون و يا غير اينها به تنهايى و يا با ادويه معينه و مناسبه و مختصه به هر علت و مرض و بالجمله اكثر امراض مزمنه سوداويه و دمويه محترقه را مفيد و مجرب است و در امراض بلغميه خصوصاً تازه چندان نفعى ندارد و در تصفيه خون و ساير اخلاط و تفرقه هر يك از هم بهتر از آن چيزى نيست چنانچه شخصى را بنا بر بعضى جهات چوب چينى به طريق مطبوخ با شرايط خورانيده شد و در آخر آن غلبه خون و سودا و بلغم نيز معلوم گرديد و خارش در دست و پاها و اكثر اعضا و دانههاى كوچك و انضجار طبع و خفگى قلب او را اولًا فصد اكحل نموده شد پس به فاصله دو سه يوم فصد صافن و در اين دو فصد تميز و جدايى خون از سودا بين و ظاهر بود كه در حين اخراج خون چون رگ را وسيع گشوده شده بود شعبه بسيار سياه با رنگى مانند مركب و شعبه قوىتر از آن سرخ غليظ مايل به تيرگى هر دو پيوسته به هم برمىآمدند و آنچه سياه بود در ته لگن آب مانند جگر سياه قطعه قطعه منجمد گشت و خون مخلوط به آب و بلغم مانند تارهاى طحلب معلق و مضر محرورين و اطفال و جوانان و بلدان و فصول حاره در هنگام استعمال آن و بعد از آن تا چند مدت خوردن ترشى و نمك و آب سرد و ميوهاى تر و اشياى منفخه مانند بقول و حبوب و اعراض نفسانى و بدنى و جماع و غسل نمودن و آب سرد نوشيدن و هواى سرد به بدن رسيدن همه بسيار مضر و چون مقدار از شربت آن به حسب امزجه و امراض و اوقات و غيرها مختلف